السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
495
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
هجدهم « 1 » عمر بن خطّاب ، تاريخ را نوشت . او نخستين كسى است كه اين كار را انجام داد . ما علّت اين اقدام را در سيرهء عمر بيان كردهايم . بدين ترتيب كه سندى را به عمر ارائه دادند كه در آن مبلغى را به نفع كسى و بر عهدهء ديگرى ثبت كرده بودند ، موعد پرداخت ماه شعبان تعيين شده بود . عمر پرسيد : كدام شعبان ؟ شعبان امسال ، پارسال يا سال آينده ؟ عمر ، صحابه را جمع كرد و به آنان گفت : براى مردم تاريخى درست كنيد كه موعد پرداخت ديون خود را بر اساس آن بدانند . گفته مىشود : يكى از آنان ( هرمزان ) [ بايد دانست كه وى از اصحاب به شمار نمىرود . ] پيشنهاد كرد كه همانند ايرانيان بر پايهء جلوس شاهان تاريخگذارى كنند . بدين ترتيب كه هرگاه يكى از پادشاهان مىميرد ، سالها را از آغاز جلوس پادشاه جديد شمارش مىكنند . « 2 » مسلمانان را اين رأى خوش نيامد . يكى ديگر از حاضران ( گفته مىشود : يكى از مسلمانشدههاى يهودى ) پيشنهاد كرد كه از تاريخ رومى استفاده كنيد كه از زمان اسكندر مقدونى معمول است . اين پيشنهاد را نيز به علّت طولانى بودن آن ، رد كردند . « 3 » گروهى نظر دادند كه تولّد پيغمبر ( ص ) را مبدأ قرار دهيد . در مقابل شمارى ، خواهان بعثت رسول خدا ( ص ) به عنوان مبدأ تاريخ مسلمانان شدند . على بن ابى طالب و گروهى ديگر پيشنهاد كردند كه « هجرت پيغمبر ( س ) به مدينه را مبدأ تاريخ قرار دهند ، زيرا هجرت براى همگان آشكار است . قطعا هجرت از تولّد و بعثت حضرت آشكارتر است . عمر و صحابه اين
--> ( 1 ) . الوزراء و الكتّاب ، 20 ؛ البداية و النهايه ، 3 / 206 - 207 . ( 2 ) . صبح الاعشى ، 6 / 241 ؛ بحار الانوار ، 58 / 349 - 350 ؛ سفينة البحار ، 2 / 641 ؛ تاريخ ابن الوردى ، 1 / 145 ؛ الانس الحليل ، 1 / 187 ؛ الخطط و الآثار ، 1 / 284 . ( 3 ) . الاعلان بالتوبيخ لمن ذمّ التاريخ ، 81 ؛ بحار الانوار ، 58 / 350 ؛ نزهة الجليس ، 1 / 22 .